خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

همه‌ی ما گاهی در زندگی احساس تنهایی می‌کنیم، و تنهایی مثل گرسنگی یا تشنگی نیست که با رفتن به آشپزخانه یا سوپر مارکت حل شود. مدت‌ها طول می‌کشد تا آدم کسی را پیدا کند تا با او رابطه‌ای برقرار کند و این رابطه به جایی برسد که دو طرف، دیگر احساس تنهایی نکنند.
اما تا به حال به این فکر افتاده‌اید که چه می‌شد اگر هر زمان که احساس تنهایی کردیم، چند قدم تا سر کوچه می‌رفتیم، یک نفر را در آغوش می‌گرفتیم و با دلی آرام‌تر به خانه برمی‌گشتیم؟ اما آیا کسی هست که آغوشش را رایگان برای ما باز کند؟

کمپین آغوش‌های رایگان (Free Hugs Campaign) جنبشی است که به همین منظور توسط “جوان مان (Juan Mann)” آغاز شد. “مان” که مدت‌ها ساکن لندن بود، در سی‌ام ژوئن 2004 به دلایلی مجبور به بازگشت به زادگاهش، سیدنی می‌شود؛  زمانی که هواپیمایش در سیدنی فرود می‌آید تنها چیزی که برایش مانده است یک چمدان پر از لباس و کوهی مشکلات است. نه جایی دارد که آن را بتواند خانه بنامد و نه کسی که از او استقبال کند، از دیدنش خوشحال شود، به رویش لبخند بزند و در آغوش بگیردش.
آنجاست که “مان” یک تکه مقوا بر می‌دارد، و یک علامت درست می‌کند. شلوغ‌ترین مکان شهر را پیدا می‌کند و در حالی که آن علامت را در دستش گرفته است، می‌ایستد. 15 دقیقه بعد، او اولین آغوش رایگانش را اهدا می‌کند و جنبشی آغاز می‌شود.

Juan_Mann

استقبالی که در کشور‌های مختلف از این کمپین صورت گرفت عجیب نیست. با یک جستجوی کوچک در گوگل و یوتیوب بخشی از تلاش‌هایی را که برای گسترش این جنبش، توسط مردم کشور‌های مختلف صورت گرفته است خواهید دید.
همچنین پیشنهاد می‌کنم ویدئوی رسمی و زیبای این کمپین را در اینجا ببنید.

در ضمن، توصیه می‌کنم قبل از اینکه با یک تکه مقوا به دیگران آغوش رایگان اهدا کنید، به فکر یک مجوز از دستگاه قضایی باشید!

معلوم نیست چرا در بعضی مناطق کشور (از جمله منطقه‌ی ما) آدرس https://twitter.com (به s بعد از http دقت کنید) فیـــــلتر شده، و از اونجا که توییترفاکس هم از همین آدرس برای متصل شدن به توییتر استفاده می‌کنه، در حالت عادی نمی‌شه بدون فیـــــلترشکن از توییترفاکس استفاده کرد.
به دلیل این‌که استفاده از فیــــــلترشــــکن کار خوبی نیست و با این کار مردم به این‌که ما فیـــــلترشــــکن داریم و اون‌ها ندارن حسودی می‌کنن، بهتره که از روش زیر برای حل این مشکل استفاده کنیم:

۱- پوشه‌ی پروفایل فایرفاکس خودتون رو پیدا کنید:
هر تغییری که شما در فایرفاکس بدید، در یک پوشه مخصوص خودتون ذخیره می‌شه. این پوشه شامل همه اکستنشن‌هایی که بر روی فایرفاکس نصب می‌کنید هم می‌شه. محل نگه‌داری این پوشه در سیستم عامل‌های مختلف کمی فرق می‌کنه.

در ویندوزهای xp و vista: کلیدهای logo + R رو فشار بدید تا پنجره‌ی run باز بشه و در داخل این پنجره عبارت زیر رو نوشته و ok کنید:

%APPDATA%\Mozilla\Firefox\Profiles\

win-rundialog

پنجره‌ی run در ویندوز xp

در پنجره باز شده یک پوشه با نامی شبیه xxxxxxxx.default هست که همون پوشه‌ی پروفایل شماست.

در لینوکس: برای دست‌یابی به این فولدر باید به مسیر زیر برید:

~/.mozilla/firefox/xxxxxxxx.default/

۲- پس از اینکه فولدر پروفایلتون رو پیدا کردین به مسیر زیر بروید:

extensions > twitternotifier@naan.net > components

در این مسیر فایلی به نام nsTwitterNotifier.js وجود داره، این فایل رو در نوت پد (یا یک نرم افزار ویرایش متن) باز کنید و به دنبال خط زیر بگردید:

const TWITTER_API_URL = «https://twitter.com/»;

سپس عبارت https رو در این خط با http عوض کنید.
فایل رو ذخیره کنید و فایرفاکس رو ببندید و دوباره باز کنید.

از این لحظه می‌تونید حداقل تا زمانی که توییترفاکس ورژن جدید نداده، به راحتی توییت کنید…!

به این حیاط خوش آمدید…

من به هیچ عنوان یک غریبه نیستم که تازه شروع به وبلاگ نویسی و این کارا کرده باشه، بلکه همون بدبختی هستم که توی بلاگر قصه‌های حیاط‌پشتی رو می‌نویسه!
نمی‌دونم اینجا قراره چه اتفاقی بیافته… گفتم حالا که اونور راجع به اتفاقات حیاط پشتی حرف می‌زنم، این‌ور هم راجع به حیط جلویی حرف بزنم! تو حیاط جلویی هر اتفاقی ممکنه بیافته! مثل حیاط پشتی نیست که چون (مثلا) اون پشته و کسی نمی‌بینه، فقط اتفاقای خاص توش بیافته!

یک سری پ.ن:
۱- اسم وبلاگ رو انگلیسی نوشتم چون از عبارت فارسی حیاط جلویی خیلی خوشم نیومد!
۲- این اولین وبلاگ وردپرسی منه، اونم چون حس و حال طراحی قالب نداشتم (:دی)! اینه که فعلا با محیط یه جورایی غریبه‌ام!

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.