همهی ما گاهی در زندگی احساس تنهایی میکنیم، و تنهایی مثل گرسنگی یا تشنگی نیست که با رفتن به آشپزخانه یا سوپر مارکت حل شود. مدتها طول میکشد تا آدم کسی را پیدا کند تا با او رابطهای برقرار کند و این رابطه به جایی برسد که دو طرف، دیگر احساس تنهایی نکنند.
اما تا به حال به این فکر افتادهاید که چه میشد اگر هر زمان که احساس تنهایی کردیم، چند قدم تا سر کوچه میرفتیم، یک نفر را در آغوش میگرفتیم و با دلی آرامتر به خانه برمیگشتیم؟ اما آیا کسی هست که آغوشش را رایگان برای ما باز کند؟
کمپین آغوشهای رایگان (Free Hugs Campaign) جنبشی است که به همین منظور توسط “جوان مان (Juan Mann)” آغاز شد. “مان” که مدتها ساکن لندن بود، در سیام ژوئن 2004 به دلایلی مجبور به بازگشت به زادگاهش، سیدنی میشود؛ زمانی که هواپیمایش در سیدنی فرود میآید تنها چیزی که برایش مانده است یک چمدان پر از لباس و کوهی مشکلات است. نه جایی دارد که آن را بتواند خانه بنامد و نه کسی که از او استقبال کند، از دیدنش خوشحال شود، به رویش لبخند بزند و در آغوش بگیردش.
آنجاست که “مان” یک تکه مقوا بر میدارد، و یک علامت درست میکند. شلوغترین مکان شهر را پیدا میکند و در حالی که آن علامت را در دستش گرفته است، میایستد. 15 دقیقه بعد، او اولین آغوش رایگانش را اهدا میکند و جنبشی آغاز میشود.

استقبالی که در کشورهای مختلف از این کمپین صورت گرفت عجیب نیست. با یک جستجوی کوچک در گوگل و یوتیوب بخشی از تلاشهایی را که برای گسترش این جنبش، توسط مردم کشورهای مختلف صورت گرفته است خواهید دید.
همچنین پیشنهاد میکنم ویدئوی رسمی و زیبای این کمپین را در اینجا ببنید.
در ضمن، توصیه میکنم قبل از اینکه با یک تکه مقوا به دیگران آغوش رایگان اهدا کنید، به فکر یک مجوز از دستگاه قضایی باشید!